نهال سبز سیاوش

۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

به سیم آخر زدن یک حکومت رسوا





عاشورای 88 یک پیروزی عظیم بود برای یک جنبش . برای جنبشی که رسانه عظیمی چون صدا و سیما را در اختیار ندارد و تنها رسانه و مدیوم آنها همان لنزهای کوچک دوربینهای موبایل بود. اما همین لنزهای کوچک تصویرهای بزرگی را به دنیا مخابره کردند که یک حکومت مستبد و خونریز را رسوای جهانیان کرد. همین لنزها تمام سبعیت یک قوم خونریز را به نمایش گذاشت . قومی که به حاکمیت علی خامنه ای روی نرون و هلاکو خان و هیتلر و تمام مستبدان و خونریزان تاریخ را سیاه کرد . آن زمان که ماشین پلیس ضد شورش استخوانهای جوانی را زیر چرخهایش خورد کرد و دوباره بر پیکر بی جانش تاخت تا اطمینان یابد که نفسی باقی نمانده و آنگاه بی شرمانه گریخت، روز عاشورا یزید زمان علی خامنه ای و تمام جیره خوارانش را نزد جهانیان رسوا ساخت و مسلمانان دنیا اکنون می دانند که اسلام و خدا بازیچه اهداف این زالو صفتان است و چهره پلیدشان اکنون از پرده برون افتاده و عمل شنیعشان را عیان کرده است. این رسوایی را چنان گران آمد که به هر حربه ای دست آلودند تا اثبات کنند که هنوز حامیان فراوانی دارند. اما رسانه های محدود قوم خسته از جور آنها را رسوا ساخت و آشکار کرد که هزاران اداره و کتابخانه و نهاد دولتی و مدرسه را تعطیل کرده اند و پرسنل آن را به زور به خیابانها آورده اند تا آنها را جلوی دوربینهای رسانه میلی به تصویر بکشند. کارمندان بی زبانی که اگر کار خود را از دست بدهند با هزار مصیبت در زندگی روبرو خواهند شد. حکومت جور که پیش از این در روز جمعه پیش از محرم با سناریوی پاره کردن عکس امام در تجمیع مردم توفیقی به دست نیاورده بود این بار در روزی غیر تعطیل هزاران نهاد و ارگان دولتی را بست تا برای خود تبلیغ کند و گوبلز وار آنها را به رخ دنیا بکشد . غافل از این که این شوی تلویزیونی در برابر حقیقت بدون تماشاگر خواهد ماند. براستی چه کسانی را فریب می دهید؟ آیا گمان می کنید با ارسال پارازیت بر رسانه هایی چون بی بی سی و صدای آمریکا و بستن هزاران سایت اینترنتی جریان آزاد اطلاعات فلج می شود ؟ اما چه عبث و بیهوده فکری . چرا که حقیقت عریان تر از همیشه و در روی سنگفرش خیابانها در خون غلطید و به تمام دنیا مخابره شد. اکنون چهره همه شما آشکار و عیان است و ابلیس نهانتان بر چهره هویدا .اکنون علی لاریجانی که مدام سعی می کرد نقش یک محافظه کار میانه رو را بازی کند عاقبت خود را آشکار کرد و دست در دست ابلیس او را ولی خدا نامید و ایستادن در برابر وی را مبارزه با خدا! آن روز به حتم خدا از کفر این ابلیسان گریست و علی در کوفه در آرامگه خود از خشم لرزید. همان علی که تا مخالفانش بر وی تیغ نکشیدند بر آنها نتاخت. همان علی که تا مردم نخواستند ولی آنها نشد. اما اکنون یک آدم بی هویت که با روایات کذب هاشمی رفسنجانی بر مسند قدرت تکیه زده را علی زمان می نامند و مخالفت با او را در افتادن با خدا . کدام وحی منزل و از کدام جهت تابیدن گرفت و این بت دروغین را بر سریر قدرت نشاند. نعوذ با ا.. خدا؟ اکنون رسوا شدید. آن زمان که سردار دروغین رادان با آن چهره پلشت و نگران که مردمکش از فرط دروغ یارای ایستادن نداشت در رسانه سرا پا دروغ و ریا درباره کشته های عاشورا ، روزی که در آن ریختن خون حرام است ، سخن می راند، خبر از انتهای یک حکومت مستبد می داد. همگان دروغ می بافند تا چند صباحی بیشتر بر تخت تظلم بنشینند. اما اکنون همه کوفیان بدانند که دوران ننگین ستم اسلامی شما رو به پایان است و این دست و پا زدنها شما را بیشتر در این منجلاب خود ساخته فرو می برد . امروز شما تمام شدید . روزی که هزاران اداره و سازمان را بستید و هزاران اتوبوس را از شهرستانهای اطراف تهران با ارعاب وتهدید به پایتخت گسیل داشتید تا نمایش تلویزیونی راه بیاندازید و در آن با استفاده از مداحان جیره خوارو زبون و با استفاده از عراجیفی بی وزن و قافیه خامنه ای را علی زمان بنامید ، قافیه را باختید. اگر ذره ای صداقت در رفتارتان بود می گذاشتید تا مردم مخالف هم بی ترس سنان و گلوله و برابر قانون اساسی به خیابانها بیایند واعتراض خود را نشان دهند. اکنون به چه می بالید . شما تمام قواعد و قوانین اسلامی و انسانی و حتی خود ساخته های خویش را لگد کوب قدمهای نحستان کردید. اکنون از شما چه مانده که رسوا و آشکار نگردیده ؟ بر چه چیز بیهوده چنگ می زنید و مبارز می طلبید؟ به کدام ستیز نابرابر خویش می بالید و کدام شکست را پیروزی می دانید؟ دیدید که پروژه دریدن عکس امام و نمایش آن کارناوال با حمله اعوانتان به بیت همان امام به زودی رسوا گردید و بر همه عیان شد که آن نمایش مسخره حاصل کدام بی خردی بوده است. آقای خامنه ای شما و تمامی اعوان و انصارتان اکنون تیره روز و رسوای جهانید. امیدوارم آنهایی که اطراف شما شعار می دهند و جان خود را در زبان فدا می کنند ، آن قدر به شعار خود ایمان داشته باشند و روزی که عدالت حقیقی مردم گریبانشان را گرفت و مادران و پدران داغدار به تظلم خواهی آمدند ، لچک به سر و ریش تراشیده به دنبال مفری نباشند. بس است! حربه های شما راه به جایی نمی برد . پس جمعیت هنروران و اجباری ها و مواجب بگیران را یردارید و خیابانها را خلوت کنید تا مردم با جان و دل خویش به خیابانها بیایند و یزیدهای زمان را رسواو عزل کنند.

برچسب‌ها:

اطلاعیه محسن سازگارا و محسن مخملباف


مردم سبز ایران
1- شما در عاشورای امسال جهان را متقاعد کردید که جنبش سبز ماندنی است و حکومت استبداد رفتنی است.
مطبوعات ورسانه های دنیا و بیانیه دولت های جهانی سراسر ستایشگر شجاعت و استقامت شما شده اند و از رفتنی بودن استبداد خامنه ای سخن می گویند. روس ها اعلام می کنند که ما پشت حکومت ایران نبوده ایم تا آبروی خود را برای آینده حفظ کنند. چینی ها اعلام می کنند که ساعت دموکراسی در ایران سریعتر از ساعت ساخت بمب اتم حرکت می کند. آمریکائیهایی که می گفتند مسائله ما بمب اتم است و امور داخلی ایران به ما مربوط نیست، با صدای بلند اعلام می کنند بدون رعایت منافع دموکراتیک ایرانیان هر معامله ای با حکومت فعلی بی فایده است و تمام اروپا یکپارچه سرکوب عاشورا را محکوم و حکومت را به عقب نشینی در مقابل خواست شما دعوت می کنند.
درود بر شما مردمی که سیاست خارجی ملی تان را در کف خیابان های سرخ از خون تان با حرکت آرام سبزتان تعیین کردید.
2- خامنه ای که در روز عاشورا حداقل 38 نفر را شهید کرده است، خود دستور ربودن پیکر شهدا را صادر کرده است تا تعداد شهدا معلوم نشود و مردم ایران امکان تشییع با شکوه 38 شهید را نداشته باشند.
خامنه ای آخرین نیروی خود را بسیج کرده است تا امروز 4شنبه با اتوبوس ها از شهرها و روستاهای دوردست با پرداخت پول برای تهران سیاهی لشگر جمع کنند و با قرآن بر سر نیزه کردن و فریب مردم، یزید بودن خود را پنهان کند. غافل از آن که این بار در نقش معاویه ظاهر می شود.
برای بی اثر کردن توطئه های کودتاچیان، تمامی رهبران جنبش از مردم می خواهند آرامش و خونسردی خود را حفظ کنند و روز چهارشنبه 9 دی ماه برای ادامه تظاهرات به خیابان ها نیایند تا یکبار دیگر معلوم شود خامنه ای و طرفداران آدم کش و متجاوز او چقدر اندکند.
3- چنانچه خامنه ای پیکر 38 شهید عاشورا را برای تشییع به ملت پس ندهد؛ مردم ایران پنج شنبه ساعت 3 بعد از ظهر در تمامی شهرها با حضور در خیابان ها مراسم تشییع سمبلیک شهدا را برگزار خواهند کرد، باشد که تسلی خاطر خانواده شهدا شود. (محل راه پیمایی ها همان مسیرهای عاشوراست. چنانچه با نیروهای سرکوبگر مواجه شویم با تغییر مسیر در نقاط مختلف شهر، حرکت آرام و بدون خشونت خود را ادامه می دهیم.)
4- دانشجویان دانشگاه ها مکررا درخواست کرده اند برای اعتراض به دستگیری های گسترده از روز شنبه 12 دی ماه به دانشگاه ها بروند اما به عنوان اعتراض سر کلاس های درس و جلسه امتحان حاضر نشوند و از مردم خواسته اند در صورت دستگیری موسوی و کروبی و خاتمی سراسر کشور به اعتصاب دانشجویان بپیوندند.
ضمن اطلاع رسانی و قدر دانی از حرکت هوشمندانه دانشجویان، از مردم ایران درخواست می شود تا برای مرحله اعتصابات گسترده علیه حکومت کودتا آماده شوند.


چهارشنبه 9 دی ماه 1388
محسن سازگارا
محسن مخملباف

برچسب‌ها:

۱۳۸۸ دی ۷, دوشنبه

نامه عاشورایی محسن مخملباف به یزید زمان "خامنه ای"

نامه عاشورایی محسن مخملباف به یزید زمان "خامنه ای"
یکشنبه, 06 دی 1388 ساعت 20:53

- محسن مخملباف نویسنده و کارگردان ایرانی در اعتراض به سرکوب و خشونت نیروهای تحت الامر علی خامنه ای نامه ای خطاب به وی نوشته است. متن این نامه به نقل از سایت خبری این هنرمند سینما بشرح زیر است :
خامنه ای! ای پست تر از یزید
تو برنده شدی، اکنون دیگر یزید نفر اول نیست که در عاشورا آدم کشت، تو از او بردی.
حالا از خودم ناراضی ام که در 17 سالگی با شاه جنگیدم. او وقتی دید مردم او را نمی خواهند، کشور را گذاشت و رفت. اما تو ایستاده ای تا همه از ایران بروند.
خامنه ای! ای پست تر از یزید
مقاومت کن. بیشتر آدم بکش. بیشتر تجاوز کن. می خواستی احمدی نژاد را نجات بدهی، خودت از دست رفتی. می خواهی خودت را نجات بدهی، اصل ولایت فقیه را از بین بردی. دست مریزاد. لطفا باز هم مقاومت کن تا ما باز هم بیشتر به دست آوریم.
خامنه ای! ای پست تر از یزید
غرور و نخوت ترا همه می دانستند، اما حسادتت را کمتر کسی می دانست. تو منتظری را کشتی و خودت بر پیکر شهید او بر بلندای دستان مردم حسودی کردی.
خامنه ای! ای پست تر از شمر
تو منتظری نیستی که به قدرت نه گفت تا انسان بماند و محبوب مردم شد و رفت.
تو خمینی نیستی که شاه را بیرون کرد و برای چند سال محبوب مردم شد و رفت. تو حتی برای نجات خودت در روز تاسوعا با مزدوران خودت به خانه خمینی حمله کردی.
تو حتی شاه نیستی که وقتی دانست مردم او را نمی خواهند سلطنت و کشور را گذاشت و رفت تا مردم بدانند روزهای بدتری در انتظار آن هاست.
تو فقط یزیدی. چون تنها تو در عاشورا آدم می کشی.
خامنه ای! ای پست تر از خولی
ما تو را به زیر می کشیم، با اصل ولایت فقیه ات.
ولایت فقیه جامه آلوده ای است که حتی اگر نعوذبالله خدا به تن کند، هستی کن فیکون می شود.
خامنه ای ما ترا به زیر می کشیم از تخت حکومت ات. نه، ما ترا بالا می کشیم از چاه صدامی ات و نور به صورتت می اندازیم اما نه با چراغ قوه ای که در دست یک سرباز آمریکایی است. این نور از مشعل یک دانشجوست که ترا از عمق چاه ترس ات بیرون کشیده.
آن دانشجو اما ترا نمی کشد. او ترا در عاشورای بعدی در بین دسته عزاداران حسینی رها می کند تا مردم با چشمان حیرت زده خود ببینند تنهایی یزید را.
خامنه ای! ای یزید! در هفتم و چهلم شهدای عاشورای امسال ترا از تخت ات به زیر می کشیم.
خامنه ای! ای پست تر از پستی...
محسن مخملباف عاشورای 1388

برچسب‌ها:

۱۳۸۸ دی ۵, شنبه

از بی تدبیری تا بی آبرویی سپاه

از بی تدبیری تا بی آبرویی :
در باب نیروی سپاه پاسداران امروز:
چشم و گوش بستگانی محض ، بی هیچ تفکرو درایتی . گاه آنان را با بت پرستان همسان می دیدی که سخن از وجود هر خدایی جز معبود سنگی آنها حکمش داغ و درفش بود که اکنون این وصف سپاه است. چرایی این که اینان به چه جهت چنین شده اند ، دلایل زیادی دارد اما عمده آن می تواند شامل دیده ها و شنیده های هر سربازی باشد که در سپاه خدمت سربازی کرده باشد. زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی به جبر در خدمت سپاه بودم . چیزهایی که از روزگار آنان دیدم مرا به این نتیجه رساند که چرا اینان امروز پایه های لرزان قدرت را چنگ می زنند و دستشان به خون هموطنانشان آلوده است. شاید یک دلیل آن همان باشد که در روزگار خاتمی بسیاری از آنها احساس کردند که به فراموشی سپرده می شوند.چون از ظواهر آنها هیچ کار مفیدی جز تکرار هر روزه آمدن به پادگان ، صبحانه خوردن ، ورزش صبحگاهی تا ساعت 10 و استخر و کوهنوردی و سپس نماز ظهر و خوردن نهار و رفتن به خانه در چیزی خلاصه نمی شد و شکمهای فربه شان گواهی بود بر این مدعا که اینها دیگر تاب و توان جنگیدن ندارند. آن زمان هر سرهنگ و یا درجه داری نامی از خاتمی می برد، تبعید و توبیخ می شد و آنان بر این باور بودند که دوم خردادی ها خائن هستند. اما در میان همین ها افرادی مخفیانه به خاتمی علاقه داشتند و در خلوت خود به اخبار و گزارشهای او گوش فرا می دادند. حتی یکی از آنها از اولین ملاقات خود با خاتمی چنان سخن می راند واز چهره نورانی و دلنشین او سخن می گفت که گویا فراموش کرده بود نام او تنبیه دارد و اینها همه از مولای خود و ولی امر مسلمین ( به تعبیر خود ) به چنین برداشتی رسیده بودند . چنان که در دعاهای هر روزه خود نام خامنه ای در میان ادعیه عربی جا خوش کرده بود. در آن زمان با خود می اندیشیدم که با این زندگی و این کاری که در جشنها و سوگواریهای درون سازمانی خلاصه می شود ، چه خدمتی نهفته است. با یک حساب ساده در میافتم که هزینه ای که اینها برای بقا صرف می کنند ، برای ریشه کن کردن فقر در کلیه بلاد اسلامی و غیر اسلامی کافی و وافی است. در همان روزگار عصبیت در رفتارشان موج می زد و در کردارشان تحجری آشکار وجود داشت. اما این را به همه آنها تعمیم نمی دهم . عاقبت خاتمی رفت و احمدی نژاد با گذشته ای مجهول و با کمک همین سپاهیان ناراضی پا به عرصه قدرت گذاشت. سپاهیان فربه را جانی تازه و بارقه ای از امید به چپاول و انتقام از هشت سال گذشته دمیدن گرفت و بر اریکه قدرت تکیه زدند. با باند بازی و مافیای گسترده بر تمام منابع ثروت کشور چنگ انداختندو چون سرطانی خزنده ایران را خوردند و پیش رفتند. آنها انتقام می گرفتندو خدایگانشان هم چتر حمایت خود را هر روز گسترده تر می کردند. اما همانطور که اشاره کردم تحجر و عصبیت دو خصیصه بارز آنها بود. به واقع بزرگترین اشتباهی که رخ داد این بود که در طول سالهای پس از جنگ از هیچکدام از آنها تست های هوش و روانشناسی گرفته نشد. و این خزندگان چون یک بیماری عظیم تمام پست های مهم کشور را در دست گرفتند. اگر حتی از گزینه های وزارت احمدی نژاد و به خصوص خودش تست روانشناسی گرفته می شد ، نیمی از آنها ریزش می کردند و فاقد صلاحیت معرفی می شدند. اما چنین نشد . چهار سال عیاشی و چپاول رو به پایان بود و بازنشستگی و بازگشت به دوران رخوت را تاب نبود. بنابر این پس از مشاهده خشم و نفرت عمومی مردم از رویکرد و اعمالشان هموطن ایرانی را در حکم محارب و نیروهای دشمن دوران جنگ دیدند و با احکام جاهلانه دینی حکم ارتداد زدند بر مردم و خونشان را مباح انگاشتند. کودتایی ننگین بر پا کردند و غافل از این که دنیاه نظاره گر آنهاست ، هر صدای مخالفی را سرکوب کردند. زندانها به راه انداختند و خونها ریختند. چون بر اساس گذشته طبقه بندی شده آنها هیچگونه درایتی در هیچکدام از این غولان پوشالی قدرت وجود نداشت. همانگونه که در دوران دفاع مقدس به کشتار روی آورده بودند و جان و روانشان در خون غرق بود و هنوز اثرات روانی آن در نهادشان بود با مردم هم آنگونه کردند که با بعث عراق . اما اگر درایت پیشه کرده بودند و حق را به قدرت ترجیح می دادند و عدل علوی پیشه می کردند ، شاید امروز شاهد این هم فجایع نبودیم. امروز به درایت مردم ایران می بالم. آنسان که بر اساس قوانین جاری اعتراض مردمی مجاز و قانونی حکمش گلوله و خشم بود و بی آبرویی اینان در جهان و زمانی که روز قدس و 13 آبان و 16 آذرآبرویشان بود ، این اندک آبرو نیز بر باد رفت و آرمان مردم ایران بر آرمان مردم فلسطین برتری یافت و ندای حق طلبی گوش سپاهیان طالب قدرت بی حد و حصر را کور کرد. چشمشان را این بار به جای رنگ سرخ ، رنگ سبز فرا گرفت و ناتوان و زبون به پستوهای خود خزیدند تا فردا بار دیگر بساط انتقام و کشتار فراهم آورند. اما ما و شما می دانیم ظلم هیچگاه نخواهد ماند و زمان حق فرا می رسد. واقعیت این است که تشت رسوایی شما بر زمین افتاده و مردم ایران داغ دار خون عزیزانشان از شما مانده اند تا در فرصتی مناسب داد خود را بستانند و امروز بر همگان آشکار است که لباس شخصی ها همین سپاهیان جاه طلب و بسیجیان جیره خوار آنها هستند. کسی پرسید از کجا معلوم که این سرکوبگران سپاهی هستند. دیگری جواب داد از گردن کلفت و شکمهای فربه شان مشخص است. درست یا غلط این به یک باور عمومی بدل شده است و سپاهی که روزگاری برای دفاع از این آب و خاک برخاست اکنون برای نابودی کشورعزم جزم کرده و می تازد.






















برچسب‌ها:

جای خالی علم روانشناسی در سیاست

جای خالی علم روانشناسی در سیاست


در اکثر کشورهای اروپایی و آمریکایی غالب مردمی که دستشان به دهانشان می رسد با مقوله روانشناسی هم بیگانه نیستند و اغلب آنها یک مشاور روانشناس برای خود انتخاب کرده اند . حال آن که در ایرا ن روانشناس داشتن به معنای مجنون بودن و شایسته غل و زنجیر تعبیر می شود. و حتی اگر به جوان خود بگویید که با یک مشاور تماس بگیر از کوره در می رود و به شما می گوید مگر من دیوانه ام ؟ اما ای کاش پذیرش علم روانشناسی در زندگی ما هم جایی پیدا می کرد و این موضوع برای ما جا می افتاد. اما تاکنون چنین نشده و به طبع آن و بی اهمیت جلوه دادن روانشناس در زندگی باعث شد که ما هرگز به درون خود به شکل علمی پی نبریم و حتی نفهمیم که در زندگی دچار عقده های سرکوب شده ای هستیم که گهگاه و در زندگی ما از جایی فوران می کند و به شکل یک خشم نهفته گهگاه خودی نشان می دهد. اما فاجعه زمانی بیشتر خود را نشان می دهد که این عقده ها بر سیاستمداران کشور حاکم باشد و خود از علم به این عقده ها غافل. بنابراین با همان عقده ها ی فرو خورده بر جان و مال مردم حاکم می شوند و با این ذهن مشوش داعیه هدایت مردم و حتی جهان را می کنند. چنین وضعیتی در سیاسمتداران چون با کسب قدرت همراه است باعث به وجود آمدن بیماری روانی ناشناخته ای می شود که عوام از آن به خود بزرگ بینی یاد می کنند. این خود بزرگ بینی به مرور عامل تباهی و نابودی یک قوم و کشوری می شود که رهبری و سکان هدایت کشتی کشور خود را به او سپرده اند.چرا که رفته رفته صاحب قدرت خود را چنان بزرگ و غیر قابل نفوذ می بیند که هر نقادی را به باد تهمت و افترا می گیرد و باعث به وجود آوردن فجایعی می شود که از همین خود بزرگ بینی ناشی می شود. چنین حاکمی اگردین را سر لوحه حکومت خود قرار دهد به زودی خود را ضامن اجرا و بقای دین می بیند و از زاویه دید خود دین را مستمسک اهداف جاه طلبانه خود قرار می دهد . به واقع دین در دست حاکم خود بزرگ بین می شود یک ابزار که گاه با آن صدای مخالف را سرکوب می کنند و گاه از آن برای عامه مردم تصمیم می گیرند و عمل می کند. تبعات چنین رفتاری به مرور باعث به وجود آمدن دین گریزی و نفرت عمومی از دین در بین عامه مردم می شود. اما همانگونه که اشاره شد ریشه چنین رفتاری همان علت اولی ، یعنی بیماری ناشناخته روانی است که سعی کرده ام از اشاره به اصطلاحات علمی پرهیز کنم و به زبان ساده آن را بازگو کنم. به واقع یکی از دلایلی که باعث شده تا هیچ حکومتی در تاریخ ایران و به خصوص تاریخ معاصر برای مدت طولانی بر مسند قدرت و حکومت نماند همین جاه طلبی و خشم فرو خورده دوران کودکی حاکمان بوده که بر اثر جاه طلبی و منیت به باد رفته است. و این موضوع بار دیگر جای خالی علم روانشناسی در بین سیاسیون را آشکار تر می کند. چرا که حاکم اگر واقف باشد که دارای ضعف در روح و روان خود است ممکن است بتواند آن را شناخته و بر طرف کند. چنین فردی انتقاد پذیر خواهد بود و جای عامه و به شکل خود کامه تصمیم نمی گیرد. متاسفانه و با کمال تاسف باید اعتراف کرد که کشور ایران سالهاست به دست حکامی افتاده که با روح و روان خود بیگانه بودند و عاجز از شناخت خویش و فاجعه بار تر این که با این عدم شناخت خود داعیه شناخت مردم را دارند . به همین دلیل امروز شاهد فجایعی هستیم که از همین عدم شناخت سرچشمه می گیرد . در ادامه به چند نفر از سیاسیون برجسته که کشور را درمقاطع مختلف در دست داشتند اشاره می کنم تا موضوع کمی بازتر شود.


1- پس از انقلاب اسلامی ایران دادستانی بر مسند قضا تکیه زد که بی درایتی او در حل علمی حقوق و قضاوت بر کسی پوشیده نیست . آیت ا.. خلخالی با همان عقده ای که بر شمردم بر مسند قضاوت نشست و خون های بیگناهی را ریخت و احکام جاهلانه بسیاری صادر کرد.از علائم بارز بیماری این که علاقه فراوانی به خود نمایی جلوی دوربین های تلویزیونی داشت تا خود نمایی کند. عاقبت به چهره ای منفور و بی کفایت مشهور شد و در انزوا و تنهایی فوت کرد.


2- آیت ا.. خمینی نیز از این قاعده مستثنی نبود . وی همواره موضوعات را از دید خود حل و فصل می کرد و عقل و منطقی را بر عقل خود برتر نمی دید . از مشخصه های بارز او در هنگام رویارویی اش با مردم در سخنرانی ها نمود داشت وی از بالای سر مردم دستانش را می افراشت و به اصطلاح با آنان بیعت می کرد. دیگر این که به حرفها و قول های او نمی شد اعتماد کرد . دائم در اطراف خود به دنبال دشمن بود و به همین جهت بسیاری از یاران خود را فدای این بدبینی کرد. چنین خصیصه ای در نادر شاه افشار و در اواخر عمر نیز وجود داشت. هرچند آیت ا.. خمینی در سالهای پایانی عمر به دهان بینی مشهور بود وهمین امر سبب ادامه جنگ بی حاصل با عراق شد.


3- اما یکی از نادر ترین این حکام آقای خامنه ای بود وی پیش از تکیه بر مسند قدرت ظاهری درویش مسلک داشت . اهل شعر و فلسفه بود و شریعتی را پاس می داشت . سه تار میزد و گهگاه پیپ می کشید . اما پس از آن انتصاب تاریخی توسط آیت ا.. رفسنجانی و نشستن بر مسند حکومت چنان در منیت گرفتار شد و عقده های فرو خورده از پس دیگری سر باز کرد که کسی را یارای مقابله با او نبود . در طی حکومتش بسیاری از مخافان و منتقدان حذف شدند. یا حذف فیزیکی که با قتلهای فجیع همراه بود و یا حذف تاریخی مثل تمام یاران او در انقلاب . از نمونه های آشکار خود بزرگ بینی همان بس که در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 نظر خود را بر عامه مردم ترجیح داد و با خدعه و قلدری هر چه تمام بار دیگر محمد احمدی نژاد را به ریاست جمهوری برگزید. این بار مخالفان او افراد معدود و خاصی نبودند بلکه این بار با توده مردم روبرو بود . اما ایشان به صراحت روبروی مردم ایستاد و به ایادی خود فرمان کشتار داد . به واقع فرامین او نه تنها ناشی از همان بیماری روانی کهنه است بلکه کهولت سن نیز آن را تشدید می کند به نحوی که همچون نادر قلی افشار در سالهای پایان عمر مدام توهم توطئه داشت و حتی به فرزند خود نیز رحم نکرد. وی از موارد بارز بیماری را آشکارا دارد.


4- اما گل سرسبد این سیاسون کسی نیست جز آقای محمود احمدی نژاد . وی نشانه های بیماری را به وضوح و آشکارا دارد . خود بزرگ بینی سادیسمی آمیخته یا تئوری دینی و خرافه گرایی مذهبی از مشخصات ایشان است . اما تفاوت وی با دیگران در این است که وی بر خلاف تصور سایرین دارای اعتماد به نفس کاذب نیست . بلکه نقش یک سیاستمدار مقتدر و نفوذ ناپذیر را بازی می کند . تا جایی که باعث فریب افکار عمومی شده . وی همواره از دادن جواب صریح عاجز است . عدم صداقت در گفتارش مشهود است . نشانه بارز ضعف رو حی و روانی او به چهر ه اش هم کشیده شده و با تیکهای شدید عصبی همراه است. تکان دادن مداوم بینی . بیرون آوردن زبان . و پریدن گونه های وی به سمت بالا گواهی بر این مدعاست. نزدیکان او نیز دارای همین خصیصه اند که نمونه بر جسته آن اسفندیار رحیم مشایی است که نوعی فرقه گرایی حکومتی را ترویج می کند .


نمونه های ای صاحب منصبان در 30 سال گذشته فراوانند که در این مقال نمی گنجد لذا به تاثیر گذارترین آنها بر سرنوشت مردم اشاره کردم تا کمی موضوع روشن شود. اما به وضوح می توانم اطمینان دهم که در این سالیان کشور ایران به دست مجانین اداره می شد که هر کدام به نوعی تاثیر گذاری خود را بر مردم داشته اند . نام چند تن دیگرازآنان که دارای همین خصائص هستند به شرح زیر است:


دادستان محسنی اژه ای -سید احمد خاتمی احمد جنتی شیخ محمد یزدی سعید مرتضوی معروف به قاضی مرتضوی - سردار رادان سردار احمدی مقدم حسین طائب حسن شریعتمداری سردار جزایری سردار نقدی طلبه حسن رسایی ( نماینده مجلس ) برادران لاریجانی و... که ادامه آن طوماری می طلبد.


امید است روزی تمام سیاسیون و عامه مردم بر خود واجب بدانند نا حضور یک روانپزشک را در زندگی خود تحمل کنند . و فجایع روزگارمان اندکی کاهش یابد .

برچسب‌ها:

۱۳۸۸ دی ۴, جمعه

«ما ه سبز حسین»


این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
تو راه آزادیمون حسین پشتمونه
این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
بیرق سبز حسین حالا تو دستامونه
این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
برای آزادیمون مید یم گل و جونه
این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
هیهات من ذ له شعار راهمونه
این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
علمدار کربلا پشت وپناهمونه
این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
صدای سبز ایران می پیچه تو زمونه
این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
نمی ذاریم که شمری تو کشورم بمونه
این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
فریاد یا حسینا حالا ورد زبونه
این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
نمی ذاریم که خولی بازم رجز بخونه
این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
حرمله تیر انداز حلقو بگیر نشونه
این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
یزید و ابن زیاد آخر عمرشونه
این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
سر مارو ببرن باز میزنیم جونه
این ماه ماهِ خونه یزید سرنگونه
سبزحسین شهید نشونه ایرونه
سینه زنان هی میگیم این ماه ماهِ خونه
یزید سرنگونه اینو خودش می دونه
بهتره که زود بره تو کشورم نمونه

برچسب‌ها:

اسامی شهدای بسیجی / طنز

اخیرا" حامیان کودتا در نطقهای جداگانه اعلام کرده بودند که تعداد زیادی از کشته شدگان حوادث اخیر بسیجی بوده اند لذا تیم تحقیق و تفحص سبزها پس از بررسی موفق شد تا چند نفر از این بسیجیان را شناسایی کند که به چند مورد از این افراد اشاره می شود.
1- شهید سهراب اعرابی عضو پایگاه مقاوت لشکر سواره پیاده پایگاه مقاومت بسیج لشگر 24 یا رهبر تهران
2- شهیده ندا آقا سلطان : عضو فعال پایگاه مقاومت بسیج امیر آباد و لشگر پیاده یا زهرا
3- شهید محسن روح الامینی : عضو فعال تمام پایگاههای مقاومت بسج تهران به خصوص ثار ا...
4- شهید محمد کامرانی : عضو علی البدل فرمانده بسیج لشگر 1000 خیر ا...
5- شهید جوادی فر : عضو بسیج دانشجویی و عضو فعال نیروی مقاومت بسیج تهران و حومه
6- شهید آقا زاده قهرمانی : عضو اسبق و جانشین فرمانده بسیج ولی فقیه لشگر پیاده سواره پدافند تیپ 77 ثار ا...
یه 40 تا دیگه هم هست. باز هم هست . بگم؟ بگم؟ ..... بعدا" می گم.

در گذشت فقیه ربانی و مرجع تقلید بزرگ آیت ا... العظمی منتظری و تقارن هفتمین روز در گذشت آن مرحوم با عاشورای حسینی برتمام حق طلبان و مبارزان آزادی تسلیت باد

۱۳۸۸ آذر ۲۴, سه‌شنبه

تحلیلی بر یک عکس پاره

انقلابی مرده را عشق است.
30 سال فرهنگ مرده پرستی را رهبران ما در میان مردم رواج دادند و این شد یک خصیصه در بین قوم بعد از انقلاب . روشی که امروزه به خصوص در میان تندروان حکومت جمهوری اسلامی ایران و شخص رهبری طرفداران بسیاری دارد و از آن برای تهییج افکار عمومی استفاده می کنند. جدیدترین آن موضوع پاره کردن تصویر امام به آن شکل ناشیانه برای مقابله با جنبش سبز مردم ایران است که می رود تا تار و پود نظام آقای خامنه ای را به توبره بکشد. بنابراین در این راه اعمال هر روشی مجاز است. اما آیا مگر می توان دریا را با این سرعت و شتاب خشک کرد. موضوعی که باورش برای من قابل هضم نیست خود فروشی مقام رهبری است به گروهی معلوم الحال ، منفور و تند رو در میان مردم که برای حفظ قدرت به هر عمل شنیعی دست میالایند و در این راه از امام ، انقلاب و امام زمان و دیگر امامان و حضرت فاطمه نیز سو استفاده می کنند. نو عی تفکر طالبانی که مشخص نیست سر در آخور کدام قدرت جهانی دارد. ( اصطلاحی که احمد خاتمی سخنگوی تندروی حکومت از آن استفاده می کند ) و وظیفه اش به حتم بد نام کردن نام اسلام است. اما سوالی که اذهان همه را به خود مشغول داشته این است که چرا آقای خامنه ای با این گروه همراه شد و حاضر گردید از قداست ، شرافت ، حرمت و حیثیت خود در این راه بگذرد. به چه قیمتی؟ آیا برای ظهور آقاست که به حتم چنین نیست. برای قدرت و پول است ؟ شاید! شاید آقای خامنه ای در این 20 سال چنان آلوده رانت خواری و فساد مالی شده اند که راهی جز این انتخاب نداشتند و حاضر شدند تا کشور به هرج مرج کشیده شود و لو به هر قیمتی . یا چنان به مجتبی وابسته اند که نتوانستند در برابر رای او بایستند و یا نه خود ایشان هم از همان ابتدا جزو این سیستم مافیایی قدرت بوده اند. سیستمی سرطانی و خونخوار که روی قدرتهایی چون مافیا در ایتالیا و یاکوزا در ژاپن را نیز سفید کرده اند. به حتم اگر آقای دون کور لئونه زنده بود و یا و جود داشت از آقای خامنه ای و حشت داشت . کمی به عقب باز گردیم . این 30 سال حکومت جمهوری اسلامی را و قتی مرور می کنیم و وقایع مشکوک آن را چون پازل در کنار یکدیگر قرار می دهیم به سناریوی پر تنش تر و جذاب تر از سریالهای معروفی چون فرار از زندان و 24 خواهیم رسید . از مرگ مشکوک بسیاری از فرماندهان سپاهی و ارتشی گرفته تا قتلهای زنجیره ای و مرگهای مشکوک در زندان و حتی حذف رقبای تجاری . آیا می توان با فرد گرایی و تک روی سر شاخه این جریان را همچون سریالهای رویایی هالیوود به چالش کشید؟ آینده مشخص خواهد کرد. اما روی سخن ما با شماست . آقای خامنه ای براستی ارزشش را داشت که در برابر مردم بایستید و با ادبیات تحقیر آمیز با آنها برخورد کنید. مترسکس بدبخت و جاه طلب چون محمود احمدی نژاد را هدایت کنیدو امروز حاضر شوید برای جریان سازی مخالف در برابر مردم کارناوال 20:30 راه بیاندازید و تصویر پاره شده امام را چون قر آنی بر سر نیزه کنید و خدا را به چالش بکشید؟ که اگر صادق بودید با تصویر نداها و سهراب ها نیز چنین می کردید . اما به حتم ارزش این را داشته که به رای مردم تجاوز کنید. آنها را در خیابانها به گلوله بیاندازدو به آنها توهین کنید ، دادگاههای نمایشی راه بیاندازید و از خود چهره ای منفور در جهان نشان دهید و بارها بر عدم تقلب اصرار ورزید. وگرنه آقای موسوی هم از این نظام بود و با رای مردم شما هم چنان در حاشیه امن بودید و جمهوری اسلامی پا برجا . ولی عاملی که باعث این بی آبرویی شده همان دست اندازی شما بر ثروت این کشور بود که با آمدن موسوی دست شما و ایادی شما را کوتاه می کرد. بنابر این سناریوی مرده پرستی راه می اندازید تا افکار عمومی را منحرف کنید. وگرنه اگر خمینی زنده بود یا با مردم بود و یا تصویرش زیر پای مردم لگد کوب می شود و کسی هم در بوق و کرنا نمی کرد . اما چون انقلابی مرده نمی تواند از خودش دفاع کند پس وسیله ای می شود برای سرکوب توسط قدرتی که به هیچ کدام از دستاوردهای امام در عمل اعتقاد ندارد. که اگر داشت به قانون اساسی احترام می گذاشت . قانونی که به تایید آیت ا.. خمینی رسیده و بر اجرای صحیح آن تاکید میکرد. که اگر داشت به یادگارهای او احترام می گذاشت و آنها را به خیانت متهم نمی کرد. بنابرایتن تصویر انقلابی مرده و به زعم خود شما یک حقیقت زنده تاریخ را پاره می کنند. چونان قرآنی که بر سر نیزه ها رفت تا علی را به زانو در بیاورد ، علی که اگر بود از عدل علی وار شما به خدا پناه می برد. و این است فرهنگ مرده پرستی و سو استفاده از او . شریعتی اگر زنده بود اکنون دشمن شما بود و هیچ خیابانی به نام او ثبت نشده بود . همت و با کری ها اگر زنده بودند در مقابل شما می ایستادند و خائن شمرده می شدند. شهدای 8 ساله جنگ نیز به چنین سرنوشتی دچار می شدند. یا در زندانها بودند و یا اسیر مرگهای مشکوک . آقای خامنه ای حکومتی که رسوا شد دیگر نمی تواند در جهان حضور یابد و داعیه عدل و عدالت داشته باشد. چون چنان بر اثر فساد و بی کفایتی در گیر سرکوب مردم خود شده که از کار جهان غافل مانده.و بزودی نیروهایش از کشتار فرسوده و خسته می شوند و پراکنده. امیدوارم روزی ابو موسی اشتری های زمان و سیاست های عمرو عاص وار معاویه های زمانه دیگر کاربر خود را از دست بدهد و حق و حقیقت چون خورشید بدرخشد. به امید آن روز

برچسب‌ها:

۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه

سریال تلوزیونی پاره شدن عکس امام

سریال پاره شدن عکس امام همچنان توسط مقام معظم در سمت تهیه کننده و با حضور تعدادی هنرور طلبه و چند بازیگر ثابت از جمله احمد خاتمی همچنان ادامه دارد . اما مشکل اینجاست که سناریوی کار بسیار ضعیف است و هنرورانی که نقش بازاریان و یا معترضین به هتک حرمت امام را بازی می کنند بسیاز ضعیف بازی میکنندو مدام به دوربین نگاه می کنند. همچنین نقش خود را بسیار شل و ول بازی می کنند. آدم یاد این جمله می افتد: چند می گیری اعتراض کنی؟شاید به نام سریال بیشتر بیاید. راستی اسم سریال چی یود؟
لازم به دکر است که عمو عزت ضرغامی در سمت مجری طرح در این پروژه مشغول به کار است.

۱۳۸۸ آذر ۲۲, یکشنبه

سناریوی ناشیانه پاره کردن عکس امام

چه کسانی عکس پاره شده امام را به آن شکل ناشیانه در اخبار 20:30 نمایش می دهند و سپس هیاهو راه می اندازند . آیا به راستی با این سناریوهای نخ نما به کجا می روند؟ چگونه فیلمی از شبکه میلی پخش می شود که اثر آن در هیچ رسانه دیگری وجو ندارد . حداقل لازم بود برای اثبات این مدعا آقایان پرده نشین خرد به خرج می دادند و این فیلم را قبل از پخش از رسانه دروغین خود در سایتهای اجتماعی به نام به نمایش می گذاشتند . تا پس از اجرای مرحله اول سناریو به این زودی رسوا نمی شدند . مشکل بزرگ این حضرات این است که برای حصول به نتیجه هیچ صبری ندارند و این تعجیل آنها را رسوای خاص و عام می گرداند. از وبلاگ نهال سیاوش پیشنهاد می شود یکی از گردانندگان جهت آموزش سناریو نویسی به یکی از آموزشگاههای معتبر فیلمنامه نویسی مراجعه کنند. تا پیشا پیش دست آنها برای مردم رو نشود. بابا هندیها هم در عالم سینما این چیزها را رعایت می کنند چه برسد به سیاست شما؟!

برچسب‌ها:

دشمنان نظام چه کسانی هستند؟
تا به حال حکومت به این نکته اندیشیده که شاید راه را به اشتباه می روید و دشمن نظام در بین خودشان باشد ؟ دشمنان همین کودتا گران باشند و قصدشان همان بر اندازی نظام باشد. با عرض پوزش با ذکر حکایتی ادمه می دهم . در جمعی عده ای آدم آبرومند نشسته بودند . بی آبرویی به آن جمع وارد می شود و پس از مدتی بادی از نهان خود خارج می کند. دیگران به واسطه حفظ حرمت جمع سرخ می شوند اما به روی خود نمی آورند و به دنبال منشا بو کنجکاوی نمی کنند .اما همان بی آبرو تاب نمی آورد و برای این که ردی گم کرده باشد می گوید کی بود که.... در همان جمع ادیبی پاسخ می دهد آن کس که در کرد خبر کرد ! حال حکایت همین کودتا گران است .
اولین بار چه کسی در بوق و کرنا کرد که می خواهند بر اندازی نرم کنند
چه کسی شایع کرد که انقلاب مخملی در راه است؟
چه کسانی رای مردمی که برای تغییر آمده بودند را به هیچ انگاشت و در بوق و کرنا کرد که عده ای قصد بر اندازی نظام را دارند؟
چه کسانی هزاران خانواده را با اسیر کردن و شکنجه و تجاوز داغدار کردند و نام دین و حکومت اسلامی را به لجن کشیدند
چه کسانی با دادگاههای نمایشی و کودکانه که هر ذهن بیداری به احمقانه بودن آن گواهی می دهد اصرار ورزید و نظام اسلامی را مضحکه خاص و عام کرد؟
چه کسانی در تریبون رسمی مردم بیدار و معترض را مشتی خس و خاشاک نامید و زمینه سقوط نظام را فراهم آورد.
چه کسانی از رسانه ملی به جای تریبون سیاسی خود استفاده کردند و شوهای دادگاهی را به عنوان سریال به خورد بینندگانش داد و آن رسانه را از سکه انداخت؟
چه کسانی سعی دارند بر خلاف رای مردم تمام دستاوردها و معماران 30سال گذشته نظام را خا ئن و وطن فروش معرفی کنند
چه کسانی تصور می کنند با حذف خادمین گذشته و حکومت بر اکثریتی ناراضی موفق می شوند . در حالی که تیشه به ریشه نظام می زنند.
چه کسانی با روزنامه های کیهان و وطن امروز و جوان ورسالت سعی در زدن انگ به خادمین نظام دارند و با قلمهای چرک خود هر روز با تیترهای تحریک کننده سعی در داغدار کردن مردم و تههیج عواطف آنها دارند؟
چه کسانی هرروز بر مواضع خود مبنی بر دستگیری سران اصلاحات) اصرار می ورزند و نمی خواهند جامعه رنگ آرامش نبیند.
چه کسانی بر خلاف قانون اساسی اعتراضهای خاموش و ارام مردم در خیابانها را با گلوله و دستگیریهای بی مجوز و شکنجه و تجاوز و حتی سر به نیست کردن مردم پاسخ دادند؟
چه کسانی با لباسهای فرم در برابر هزاران چشم و دوربین به اموال مردم آسیب رساندند . با وقاحت انکار کردند.
چه کسانی با لباس فرم نظامی در کنار لباس شخصی ها دست به هر اقدام جنون آمیزی زدند و سپس منکر همکاری خود با لباس شخصی ها شدند.؟
آیا اینها و هزاران جنایت دیگر به نام امام زمان و اسلام ضربه به نظام نیست؟ آیا اینها مصادیق بارز یک انقلاب خونین نیست؟

دنیای وارونه وارونه وارونه! یک داستان علمی تخیلی
هرگونه تشابه اسمی اتفاقی می باشد!
سال 1389 – متن کیفر خواست دادگاه کشوری ای جان!

در کشوری حوالی ایران به نام ای جان! انتخابات پر شور ریاست جمهوری بر گزار گردید و رییس جمهور منتخب آقای مسعود اصغری نجات برای بار دوم با رای قاطع 5/24 میلیونی مردم بار دیگر خادم ملت شد. ( نقل به مضمون) اما رقیبان انتخاباتی وی این موضوع را یک دکتری و جراحی بزرگ قلمداد کردند و مردم ناراضی به خیابانها ریخنتد که رای ما رو دزدیدن دارن باهاش پز می دن ! از همه کاندیداهای رقیب گیرتر و ناراحت تر آقای میر حسین مولوی بود که پیش از این با یک رشته نوار سبز چمنی ثابت کرده بود که هواداران او از آقای اصغری نجات بیشتر است. ابتدا آقای اصغری نجات موفق شد با لشگر تا بن دندان مسلح و با حمایت {.....} مردم را بکشد. دستگیر کند و متفرق کند. وی همچنین ناراضیان را خاک و خل نامید. اما موج سبز فرو ننشست. حکومت حتی به زندانیان تجاوز کرد . آنها را آتش زد و در گورهای دسته جمعی ریخت. اما باز هم موج سبز از میدان به در نرفت. هرچه فرماندهان نظامی وابسته و پیوسته ادعا کردند که ای آقا ما انقلاب مخمل کبریتی را در نطفه خفه کردیم باز هم نشد. آنها طرفداران آقای مولوی را که همه با سواد و دانشمند بودند بازداشت و آنها را وادار کردند که در جلوی دوربینهای تلویزیون حکومت اعتراف کنند که بله ما در صدد انقلاب آن هم از نوع کبریتی اش بوده ایم . جنبش اما ادامه یافت تا این که بالاخره آقای مولوی پیروز شد و آقای اصغری نجات و یارانش دستگیر و روانه زندان شدند. البته نه در زندان جیز جیزک. اکنون زمان اعترافات بلبلی کودتا چیان فرا رسیده است. توجه شما را به خلا صه ای از آن جلب می کنیم :
1- پس از انتخابات و با مشاهده نتیجه واقعی انتخابات گروه بازنده خود را برنده اعلام کرد و با جنایات فراوان قدرت را در دست گرفت. اما با شورش مردم عاقبت سرنگون شدند و اکنون اسناد و مدارکی دال بر ارتباط آقای اصغری نجات با اسراییل و آمریکا و انگلیس و اینا.. به دست آمده که به این شرح است:
در خانه ایشان سه جلد کتاب تورات- فرهنگ جامع اسراییل شناسی. دیوان ادیب اسراییلی و .... به دست آمده که دال بر علاقه وی و فامیلشون به اسراییل است. وی در اعترافات خود می گوید که در فاصله سالهای 74-70 به اسراییل می رود و در آنجا آموزش بر اندازی نظام می بیند. سپس آموزشها را به افرادش منتقل می کند و پس از شرکت در انتخابات سال 74 و پیروزی قدرت را به دست می گیرد. برنامه اول آنها ترویج خرافه پرستی در بین مردم و تعیین زمان ظهور امام غایب بوده. در همین زمینه شکایتی از امام زمان به دست ما مبنی بر اعتراض به سوء استفاده از نامش برای مقاصد پلیدشان رسیده که به پرونده ضمیمه می گردد. برنامه دوم آنها خالی کردن صندوق ذخیره ارزی و انقال آن به همدستان اسراییل از جمله کشورهای کومور ، ونزوئلا، قمر، روسیه و چین بوده است. آنها دستور داشته اند که خود را دشمن اسراییل نشان دهند اما در نهان اهداف خود را در راستای اهداف اسراییل دنبال کنند. برنامه سوم آنها خواباندن اقتصاد کشور و فلج کردن آن از طریق تاراج پول نفت و صرف هزینه برای واردات از همان کشورها ( البته لازم به ذکر است که واردات دو کشور قمر و کومور تنها انبه و نارگیل بوده است و از ونزوئلا هم چماق وارد می شده است.) در این میان آقای حسین شریعتنداری سردبیر روزنامه کیوان یکی دیگر از نفوذیان بود که سعی می کرد در هر اعتراض مردمی با تیترهای تحریک کننده و پاشیدن نمک بر زخم مردم همچنان مردم را عصبانی تر کند. در دور دوم انتخابات و در گیریهای خیابانی وظیفه این روزنامه همچنان ادامه میابد تا دولت بتواند به این بهانه اصلاح طلبان را کله پا کند. اما اکنون کودتای خونین آنها شکست خورده .آقای اصغری نجات به تعدادی از همدستان خود از جمله آقای اسمشو نبر ، اسفند دار کریم مشالی ، محمد نقی تمساح، جندتی ، اوهام ، پتکی ، حسن غایب، سردار اصغری مبدل، سردار بادام، عشرت ا.. صمصامی و ....
گفتنی است این اعترافات هنوز به پایان نرسیده و با زمان خوش در ندامت گاه ابی ادامه دارد.
کلیات این کودتای ننگین در اسرع وقت منتشر خواهد شد . با تشکر . تا برنامه دیگر و یک شوی تلویزیونی دیگر در باره اعترافات اینک بدرود و خدا نگهدار.



شعر اعتراض

کهریزک وتازیانه شک / کهریزک وخنده ی مترسک
کهریزک ودامن عروسک / از حرص مترسکان شده لک
کهریزک وناله ناله چک / کهریزک وضجه های کودک
کهریزک ویک جنایتی شوم / تاریخ درون آن شده حک
کهریزک و قطره قطره اشک / کهریزک و چشمه های کوچک
کهریزک و مادران لاله / باتوم، گلوله ، دشنه و چک

خود سرها

از آنجاییکه در حوادث پس از انتخابات عده ای از آشوب طلبان توسط نیروهایی موسوم به لباس شخصی و خودسر به خانه های خود برگشته و یا در موارد معدودی ! کشته شدند وهمین کشته ها باعث شد تا این فتنه در نطفه خفه شود و آشوب طلبان حساب کار دستشان بیاید که مگه اعتراض مسالمت آمیز الکیه! و همچنین کسی مسئولیت این نیروهای خود سر را به گردن نمی گیرد لذا پیشنهاد می شود که این نیروهای خود سر در سایر عرصه های اجتماعی که با نافرمانی همراه است وارد شوند تا دیگران هم حساب کار دستشان بیاید و به امید خدا به یک جامعه آرمانی مد نظر مقام معظم برسیم . در ادامه و به عنوان پیشنهاد به چند مورد از فداکاری های احتمالی این نیروهای خودسراشاره می شود.

1- مسافرین خاطی : همیشه در صف عریض و طویل تاکسی مسافرانی خیابان را مسدود می کنند و این امر باعث کندی ترافیک می شود . پیشنهاد می گردد نیروهای خود سر چند نفر از این مسافران را با گلوله بزنند . این کار باعث می شود دیگر مسافران درس عبرت بگیرند و باعث راه بندان نشوند . همچنین دیگر اختلاط آنها برسرتصاحب تاکسی باعث به خطر افتادن اسلام نمی گردد.

مناطق پیشنهادی برای نشانه گیری :

1-پشت بام مساجد اطراف

2- خود رو های عبوری

3- لباس مبدل نیروهای انتظامی

2- رانندگان خاطی :

پیشنهاد می گردد برای عبرت سایرین اگر راننده ای چراغ قرمز را رد کرد نیروهای خود سر وارد عمل شوند و یک یا چند راننده خاطی را با جان بر کفی هرچه تمام با گلوله بزنند . تا دیگرهیچ راننده ای جرات عبور از چراغ قرمز که از مصادیق بارز بر اندازی نرم است رانکند.

مناطق پیشنهادی برای نشانه گیری :

1- جایگاه پلیس راهنمایی و رانندگی

2- پشت بام مساجد و ادارات

3- رخ به رخ

تبصره: اگرخاطی مسافر کش بود می توان به عنوان مسافر دخل او را در آورد.

4- مسافرین مترو: پیشنهاد می شود برای جلوگیری از ازدحام بیش از حد مافر در ایستگاه مترو که شلوغی آن باعث به وجود آمدن انواع گناهان است . نیروهای خودسر وارد عمل شوند و از آنجاییکه اگر چند نفر هم با گلوله کشته شوند کسی متوجه نمی شود بهتر است این بار از عملیات انتحاری استفاده شود . تا این عناصر بیگانه یاد بگیرند که نمی توانند به بهانه سوار مترو شدن اقدام به تجمع نمایند.

مناطق پیشنهادی:

از آنجاییکه به دلیل شلوغی بیش از حد روزانه چند نفر به خودی خود زیر دست و پا تلف می شوند. هر جا راه دست تر بود .

3- کارمندان خاطی : پیشنهاد می شود برای عبرت سایر کارمندانی که اقدام به دریافت زیر میزی می کنند .یکی دو نفر از انها را با گلوله بزنید . این حرکت باعث می شود دیگر کارمندان نیز حساب کار دستشان بیاید و دیگر هوس زیر میزی نکنند و به همان حقوق بخور نمیر قناعت کنند که قناعت از مصادیق بارزمسلملن بودن است.

مناطق پیشنهادی:

1- از روبرو به عنوان ارباب رجوع

2- ترکوندن ماشین لیزینگی کارمند خاطی

4- خبرنگاران و روزنامه نگاران:

پیشنهاد می شود برای آن که قلم به دستان مزدور پا را از گلیمشان فراتر نگذارندو قبل از این که اقدام به پته رو آب ریختن و یا افشاگری و ضربه زدن به ارکان نظام را داشته باشند ، یکی دونفر از آنها را با گلوله بزنید در این حالت بقیه هم حساب کار دستشان می اید و دیگر اقدام به لجن پراکنی نمی کنند.

نقاط پیشنهادی: هر جا گیرشون آوردید رحم نکنید . اینها از همه بی کس و کار ترند.

5- هنرمندان: پیشنهاد می گردد برای این که هنرمندان تمام عرصه ها حساب کار دستشان بیاید و شلوغ بازی در نیاورند و خیال واهی به سرشان بزند که فیلم یا هنر انتقادی خلق کنند، یکی دونفر از انها را با گلوله بزنید. در این صورت باقی اصناف و هنرمندان هم حساب کار دستشان می آید و در تمام محافل دولتی و حکومتی سر وقت حاضر می شوند و حرف اضافی نمی زنند.

نقاط پیشنهادی:

1- در جشنواره های فرهنگی و هنری

2- هنگام فیلمبرداری فیلمهای اکشن

3- هنگام اعزام دسته جمعی به همایش ها و سمینارها

6-دانشجویان:

از آنجائیکه این بچه سوسولها تا به دانشگاه می روند، شروع به سر دادن شعار و اعتراض می کنند، پیشنهاد می شود دو سه نفر از آنها یا در صورت لزوم با رگبار مسلسل عده بیشتری را مورد هدف قرار دهید تا بقیه دانشجویان خاطی ( مخصوصا" شاخه علوم انسانی) جرات شلوغ کاری نداشته باشند و بروند رشته های درسی موجود را بگذرانند.

نقاط پیشنهادی:

1- پشت بام دانشگاهها

2- رو در رو

3- هر جا شد

7- مراجع تقلید و آیات عظام

از آنجائیکه مدتی است مشاهده می شود عده ای از مراجع تقلید پررو شده اند و دست به اظهار نقد و انتقاد می زنند. یکی دو نفر از آنها را با گلوله بزنند تا بقیه مراجع هم حساب کار دستشان بیاید و سرشان تو قرآن و نهج البلاغه باشد و کاری به کار سیاست نداشته باشند.

نقاط پیشنهادی:

1- پشت بام حوزه ها

2- مساجد و تکیه ها

3- دم در خونشون.

8- سیاسیون

چون عده ای از سیاسیون زبانشان دراز شده و پشت هم اقدام به نقد و اعتراض می کنند یکی دو تا از چهره های شاخصسان را با گلوله بزنید تا دیگر کسی جرات پیروی و دنباله روی آنها را نداشته باشد.

نقاط پیشنهادی :

- هر جا دیدید بزنید.

از آنجائیکه در جامعه افراد خاطی در تمام عرصه ها موجود است لذا درخواست می گردد این نیروهای خودسر هرجا لازم دیدند وارد عمل شوند و جامعه را از لوث وجود ناقدان و معترضین و غیره و ذالک پاک گرداند.

با تشکر

طرفدار سینه چاک نیروهای خودسر( لباس شخصی )