دنیای وارونه وارونه وارونه! یک داستان علمی تخیلی
هرگونه تشابه اسمی اتفاقی می باشد!
سال 1389 – متن کیفر خواست دادگاه کشوری ای جان!
در کشوری حوالی ایران به نام ای جان! انتخابات پر شور ریاست جمهوری بر گزار گردید و رییس جمهور منتخب آقای مسعود اصغری نجات برای بار دوم با رای قاطع 5/24 میلیونی مردم بار دیگر خادم ملت شد. ( نقل به مضمون) اما رقیبان انتخاباتی وی این موضوع را یک دکتری و جراحی بزرگ قلمداد کردند و مردم ناراضی به خیابانها ریخنتد که رای ما رو دزدیدن دارن باهاش پز می دن ! از همه کاندیداهای رقیب گیرتر و ناراحت تر آقای میر حسین مولوی بود که پیش از این با یک رشته نوار سبز چمنی ثابت کرده بود که هواداران او از آقای اصغری نجات بیشتر است. ابتدا آقای اصغری نجات موفق شد با لشگر تا بن دندان مسلح و با حمایت {.....} مردم را بکشد. دستگیر کند و متفرق کند. وی همچنین ناراضیان را خاک و خل نامید. اما موج سبز فرو ننشست. حکومت حتی به زندانیان تجاوز کرد . آنها را آتش زد و در گورهای دسته جمعی ریخت. اما باز هم موج سبز از میدان به در نرفت. هرچه فرماندهان نظامی وابسته و پیوسته ادعا کردند که ای آقا ما انقلاب مخمل کبریتی را در نطفه خفه کردیم باز هم نشد. آنها طرفداران آقای مولوی را که همه با سواد و دانشمند بودند بازداشت و آنها را وادار کردند که در جلوی دوربینهای تلویزیون حکومت اعتراف کنند که بله ما در صدد انقلاب آن هم از نوع کبریتی اش بوده ایم . جنبش اما ادامه یافت تا این که بالاخره آقای مولوی پیروز شد و آقای اصغری نجات و یارانش دستگیر و روانه زندان شدند. البته نه در زندان جیز جیزک. اکنون زمان اعترافات بلبلی کودتا چیان فرا رسیده است. توجه شما را به خلا صه ای از آن جلب می کنیم :
1- پس از انتخابات و با مشاهده نتیجه واقعی انتخابات گروه بازنده خود را برنده اعلام کرد و با جنایات فراوان قدرت را در دست گرفت. اما با شورش مردم عاقبت سرنگون شدند و اکنون اسناد و مدارکی دال بر ارتباط آقای اصغری نجات با اسراییل و آمریکا و انگلیس و اینا.. به دست آمده که به این شرح است:
در خانه ایشان سه جلد کتاب تورات- فرهنگ جامع اسراییل شناسی. دیوان ادیب اسراییلی و .... به دست آمده که دال بر علاقه وی و فامیلشون به اسراییل است. وی در اعترافات خود می گوید که در فاصله سالهای 74-70 به اسراییل می رود و در آنجا آموزش بر اندازی نظام می بیند. سپس آموزشها را به افرادش منتقل می کند و پس از شرکت در انتخابات سال 74 و پیروزی قدرت را به دست می گیرد. برنامه اول آنها ترویج خرافه پرستی در بین مردم و تعیین زمان ظهور امام غایب بوده. در همین زمینه شکایتی از امام زمان به دست ما مبنی بر اعتراض به سوء استفاده از نامش برای مقاصد پلیدشان رسیده که به پرونده ضمیمه می گردد. برنامه دوم آنها خالی کردن صندوق ذخیره ارزی و انقال آن به همدستان اسراییل از جمله کشورهای کومور ، ونزوئلا، قمر، روسیه و چین بوده است. آنها دستور داشته اند که خود را دشمن اسراییل نشان دهند اما در نهان اهداف خود را در راستای اهداف اسراییل دنبال کنند. برنامه سوم آنها خواباندن اقتصاد کشور و فلج کردن آن از طریق تاراج پول نفت و صرف هزینه برای واردات از همان کشورها ( البته لازم به ذکر است که واردات دو کشور قمر و کومور تنها انبه و نارگیل بوده است و از ونزوئلا هم چماق وارد می شده است.) در این میان آقای حسین شریعتنداری سردبیر روزنامه کیوان یکی دیگر از نفوذیان بود که سعی می کرد در هر اعتراض مردمی با تیترهای تحریک کننده و پاشیدن نمک بر زخم مردم همچنان مردم را عصبانی تر کند. در دور دوم انتخابات و در گیریهای خیابانی وظیفه این روزنامه همچنان ادامه میابد تا دولت بتواند به این بهانه اصلاح طلبان را کله پا کند. اما اکنون کودتای خونین آنها شکست خورده .آقای اصغری نجات به تعدادی از همدستان خود از جمله آقای اسمشو نبر ، اسفند دار کریم مشالی ، محمد نقی تمساح، جندتی ، اوهام ، پتکی ، حسن غایب، سردار اصغری مبدل، سردار بادام، عشرت ا.. صمصامی و ....
گفتنی است این اعترافات هنوز به پایان نرسیده و با زمان خوش در ندامت گاه ابی ادامه دارد.
کلیات این کودتای ننگین در اسرع وقت منتشر خواهد شد . با تشکر . تا برنامه دیگر و یک شوی تلویزیونی دیگر در باره اعترافات اینک بدرود و خدا نگهدار.
هرگونه تشابه اسمی اتفاقی می باشد!
سال 1389 – متن کیفر خواست دادگاه کشوری ای جان!
در کشوری حوالی ایران به نام ای جان! انتخابات پر شور ریاست جمهوری بر گزار گردید و رییس جمهور منتخب آقای مسعود اصغری نجات برای بار دوم با رای قاطع 5/24 میلیونی مردم بار دیگر خادم ملت شد. ( نقل به مضمون) اما رقیبان انتخاباتی وی این موضوع را یک دکتری و جراحی بزرگ قلمداد کردند و مردم ناراضی به خیابانها ریخنتد که رای ما رو دزدیدن دارن باهاش پز می دن ! از همه کاندیداهای رقیب گیرتر و ناراحت تر آقای میر حسین مولوی بود که پیش از این با یک رشته نوار سبز چمنی ثابت کرده بود که هواداران او از آقای اصغری نجات بیشتر است. ابتدا آقای اصغری نجات موفق شد با لشگر تا بن دندان مسلح و با حمایت {.....} مردم را بکشد. دستگیر کند و متفرق کند. وی همچنین ناراضیان را خاک و خل نامید. اما موج سبز فرو ننشست. حکومت حتی به زندانیان تجاوز کرد . آنها را آتش زد و در گورهای دسته جمعی ریخت. اما باز هم موج سبز از میدان به در نرفت. هرچه فرماندهان نظامی وابسته و پیوسته ادعا کردند که ای آقا ما انقلاب مخمل کبریتی را در نطفه خفه کردیم باز هم نشد. آنها طرفداران آقای مولوی را که همه با سواد و دانشمند بودند بازداشت و آنها را وادار کردند که در جلوی دوربینهای تلویزیون حکومت اعتراف کنند که بله ما در صدد انقلاب آن هم از نوع کبریتی اش بوده ایم . جنبش اما ادامه یافت تا این که بالاخره آقای مولوی پیروز شد و آقای اصغری نجات و یارانش دستگیر و روانه زندان شدند. البته نه در زندان جیز جیزک. اکنون زمان اعترافات بلبلی کودتا چیان فرا رسیده است. توجه شما را به خلا صه ای از آن جلب می کنیم :
1- پس از انتخابات و با مشاهده نتیجه واقعی انتخابات گروه بازنده خود را برنده اعلام کرد و با جنایات فراوان قدرت را در دست گرفت. اما با شورش مردم عاقبت سرنگون شدند و اکنون اسناد و مدارکی دال بر ارتباط آقای اصغری نجات با اسراییل و آمریکا و انگلیس و اینا.. به دست آمده که به این شرح است:
در خانه ایشان سه جلد کتاب تورات- فرهنگ جامع اسراییل شناسی. دیوان ادیب اسراییلی و .... به دست آمده که دال بر علاقه وی و فامیلشون به اسراییل است. وی در اعترافات خود می گوید که در فاصله سالهای 74-70 به اسراییل می رود و در آنجا آموزش بر اندازی نظام می بیند. سپس آموزشها را به افرادش منتقل می کند و پس از شرکت در انتخابات سال 74 و پیروزی قدرت را به دست می گیرد. برنامه اول آنها ترویج خرافه پرستی در بین مردم و تعیین زمان ظهور امام غایب بوده. در همین زمینه شکایتی از امام زمان به دست ما مبنی بر اعتراض به سوء استفاده از نامش برای مقاصد پلیدشان رسیده که به پرونده ضمیمه می گردد. برنامه دوم آنها خالی کردن صندوق ذخیره ارزی و انقال آن به همدستان اسراییل از جمله کشورهای کومور ، ونزوئلا، قمر، روسیه و چین بوده است. آنها دستور داشته اند که خود را دشمن اسراییل نشان دهند اما در نهان اهداف خود را در راستای اهداف اسراییل دنبال کنند. برنامه سوم آنها خواباندن اقتصاد کشور و فلج کردن آن از طریق تاراج پول نفت و صرف هزینه برای واردات از همان کشورها ( البته لازم به ذکر است که واردات دو کشور قمر و کومور تنها انبه و نارگیل بوده است و از ونزوئلا هم چماق وارد می شده است.) در این میان آقای حسین شریعتنداری سردبیر روزنامه کیوان یکی دیگر از نفوذیان بود که سعی می کرد در هر اعتراض مردمی با تیترهای تحریک کننده و پاشیدن نمک بر زخم مردم همچنان مردم را عصبانی تر کند. در دور دوم انتخابات و در گیریهای خیابانی وظیفه این روزنامه همچنان ادامه میابد تا دولت بتواند به این بهانه اصلاح طلبان را کله پا کند. اما اکنون کودتای خونین آنها شکست خورده .آقای اصغری نجات به تعدادی از همدستان خود از جمله آقای اسمشو نبر ، اسفند دار کریم مشالی ، محمد نقی تمساح، جندتی ، اوهام ، پتکی ، حسن غایب، سردار اصغری مبدل، سردار بادام، عشرت ا.. صمصامی و ....
گفتنی است این اعترافات هنوز به پایان نرسیده و با زمان خوش در ندامت گاه ابی ادامه دارد.
کلیات این کودتای ننگین در اسرع وقت منتشر خواهد شد . با تشکر . تا برنامه دیگر و یک شوی تلویزیونی دیگر در باره اعترافات اینک بدرود و خدا نگهدار.

0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی