سرود سبز ایرانم
به زلف سبز آزادی زنم شانه زاندیشه/ کزین معبر شودپیروز دفاع از خاک و از ریشه
زایرانم رود بیرون اگر این خرد بی مایه/ یقین دارم که مسرورند همه خلق خرد پیشه
به تاریخ و بیان گفتند که این نسل، نسل آزاد است/ که شادی جاودان گردد به لطف شیر این بیشه
ندای سبز من بنگار سرود سبز آیینم/ چه کردارو چه پندارم که نیک گویم همیشه
به نامردی حرص کردند درخت سبز ایمانم/ ولی رنگ قلم سبز است وگرچه حبس در شیشه
من از آیین خود گفتم تو از افعال بیگانه/ من از خون ندا سبزم تو از رقاصی و گیشه
اگر از خون سهرابم کنی سیلاب ایرانم/ توبی آیین بر اندازم نه آسایی صفا پیشه
به خون سرخ ایرانم کنم آزاد ایرانم/ بپا خیزید ای یاران که داد فرهاد به من تیشه

0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی