وای بر وقتی که یکی بود ویکی نبود هاشمی شروع شود
پس از کش و قوسهای فراوان بین هاشمی وشیخ محمد یزدی ورجز خوانیهای پی درپی وعرض اندام نشان دادن محمد یزدی به هاشمی والبته خط ونشان کشیدن رییس تشخیص مصلحت نظام مبنی بر نگارش نامه ای و یادآوری برخی از مسائل گذشته
که محمد یزدی بنا به مصلحت آن را به فراموشی سپرده ، احمد خاتمی با پا در میانی سعی در حل وفصل این کدورتها دارد .خودش گفته که به نتایج مثبتی نیز رسیده وقرار است این مناقشه با سلام وصلوات ختم به خیر شود، البته احمد خاتمی با خطبه های آتشین خود در نماز جمعه ، مشوق حکومت در بگیر وببند وکشتار بوده، دلش برای احدی جز خودش ودار ودسته یاری رسانش نسوخته ، بلکه نگران عواقب قصه کویی هاشمیست، حالاوساطت وریش گرو گذاشتن او ، باعث شود تا رییس خبرگان رهبری ساکت بنشیند وبی خیال نامه نویسی یاد آوری خاطرات دور شود ، معلوم نیست وتا کی شیخ صاحب لاستیک دنا لب فرو ببندد وبه رییس خبرگان نتازد و مدام او را نهی از رفتارش نکند ، خدا عالم است .
عقل شرط میکند که محمد یزدی با اسناد ومدارک سوابق زندگیش که آن هم در نزد هاشمی است پاروی دم رییس خبرگان نگذارد. خاتمی به این نکته واقف است ومی داند که شیشه عمراوو یزدی وهم قطاران ،اکنون در دست مردیست که از یاران قدیمی ونزدیک امام محسوب می شده و جیک وپیک همه را می داند ودر معماری این نظام نقش غیر قابل انکاری داشته ودارد. کافیست صندوقچه خاطرات رفسنجانی به همراه اسناد ومدارکش به بیرون درز کند، ماجرای خاطره گویی پیش از انقلاب وپس از آن و ماجرای انتخاب رهبری و....در این تورق تاریخی ،خاطرات یزدی فقط مرور نخواهد شد ، چرا که بار هر قصه ایی را آدمهای مختلف به دوش می کشند ، پس ناگزیر اسامی دیگری نیز در این قصه به گوش می خورد که هر کدام تاثیری در روند این داستان دارند، لاجرم پیشینه وپسینه هرکسی در قصه هاشمی مرورخواهد شد .
رفسنجانی مجبور است برای دفاع از خود وفرزندانش گریزی هم به مسایل مالی افراد قصه بزند وپرده تزویر برخی را کنار زده شمایل حقیقی آنهارا نشان بدهد و پرده ها را کنا ربکشد تا همه بدانند در پس پرده چه حوادثی نهفته است . احمد خاتمی مامور شده تا با خواهش وتمنا مانع کنار کشیدن این حجاب شودوشاید هم به هاشمی گفته : چون پرده برافتد نه تو مانی ونه من
دوست دیرین رهبری ،خواص و نخبه امروز خامنه ایی ، که باید مسیر خود را برای همه روشن کند،صبوری میکند تا به وادی خاطره گویی کشیده نشود. آن موقع مجبور است قصه را با یکی بود یکی نبود شروع کند ، به خصوص آنکه خیلیها منتظر شنیدن داستان حقیقی انقلاب از زبان سند معتبر آن هستند.خب در این شرایط به ویژه پس از انتخابات که بخش مهمی از پته آقایان رو آب افتاده وحضرات با اطمینان خاطر به دلیل نبود اسناد ومدارک در دست مردم به کل منکر همه چیز می شوند خود را پیغمبر زاده معرفی کرده اند وبه اسم دین ودیانت وحفظ شریعت ، بگیر وببند ومحاکمه راه انداخته اند برای حفظ استبدادخود به خودیهای انقلاب نیز رحمی نکرده اند، کنجکاوند تا بدانند که بازیگردان اصلی این نظام چه حرف ناگفته ایی دارد که با ایما واشاره ، یزدی را به خواندن داستانی که قرارست برایش به رشته تحریر در آورد ، تهدید کرده است.این نامه تا چه اندازه اهمیت دارد که احمد خاتمی طرفدار دو آتشه حکومت را به صرافت انداخته است وموجب شده تا لحن خود را تغییر دهد
چنانچه محتوای نامه بر ملا شود چه اتفاقی خواهد افتاد
نقاب مزورانه کنار رفته چهره واقعی حکومت آشکار می شود وآن دسته ازمردم بیچاره که عمری زیر علم شعارهای ریا کارانه آقایان سینه می زدند ،خواهند فهمید که چه کلاه گشادی سرشان رفته، به خصوص در مورد انتخاب رهبری واینکه ولی امرشان با چه ترفندی و با چانه زنی هاشمی به رغم مخالفت عده ایی بنا به مصلحت وبدست گرفتن قدرت ، چگونه به این مقام نائل شد وبه چه شکل با جعل در دین و بهره گیری از احساسات پاک دینی، خامنه ایی را نایب امام عصر در زمین معرفی کردند ورهبر پس از انتصاب، برای بدست گیری قدرت مرتکب چه جنایتهایی شده وچگونه عده ایی نان به نرخ روز خور به رغم مخالفت سر سختانه با خامنه ای در زمان گزینش رهبری رنگ عوض کرده به فراخور موقعیت و منفعت طلبی هوادار سینه چاک آقا شد ه اند او را امام خامنه ایی نامیدند و .....
با بر ملا شدن بخشی از این تاریخ بی شک آشوبی بپا میشود که بیا وببین، آن موقع هر سوراخی برای پنهان شدن وگریختن به میلیاردها دلار خرید وفروش می شود ، به خصوص اگر این سوراخ در ونزوئلا یا بولیوی ویا ... باشد.آن موقع همین آقای چاوز برای جا دادن هر موش در سوراخ کشورش چه پولهایی که به جیب نمی زند
آن موقع دل خودمان برای بینوایی خودمان می سوزد که چگونه فریب ارزش سازیهای پوشالی آقایان را خوردیم. با افشا لایه های زیرین که خواص معدودی از آن اطلاع داشتند ، اندک طرفداربی جیره مواجب که واقعا از سر ساده لوحی واعتقاد به این جریان ، بازیچه عوام فریبی شدند تصور می کردند که این حکومت متصل به ماوراست، به صفوف معترضین خواهند پیوست. اتفاقا خشم این دسته از اغفال شدگان بیشتر از مردمی است که فرزند وعزیز خود رادر را مبارزه با ستم و حق طلبی از دست داده اند. همین عده بلای خانماسوزآنها خواهند شد وچماقهایی را که تا چندی پیش از روی باور، به تن خواهر وبرادر خود می زد حالا با همان چماق به جان کسانی می افتد که اورا مستمسک نیات خود قرار دادن اند
پس تا دیر نشده وتا قصه گویی هاشمی شروع نشده فکری به حال خود ومردم و کشور کنید ، سرنوشت شما در یکی بود یکی نبود رفسنجانیست ، بیایید توصیه های نماز جمعه اورا جدی بگیرید، هرچه باشد او درامر سیاست چند پیراهن بیشتر از شما پاره کرده ...
از ما گفتن این یکی بود یکی نبود رشته های شما را پنبه خواهد کرد
که محمد یزدی بنا به مصلحت آن را به فراموشی سپرده ، احمد خاتمی با پا در میانی سعی در حل وفصل این کدورتها دارد .خودش گفته که به نتایج مثبتی نیز رسیده وقرار است این مناقشه با سلام وصلوات ختم به خیر شود، البته احمد خاتمی با خطبه های آتشین خود در نماز جمعه ، مشوق حکومت در بگیر وببند وکشتار بوده، دلش برای احدی جز خودش ودار ودسته یاری رسانش نسوخته ، بلکه نگران عواقب قصه کویی هاشمیست، حالاوساطت وریش گرو گذاشتن او ، باعث شود تا رییس خبرگان رهبری ساکت بنشیند وبی خیال نامه نویسی یاد آوری خاطرات دور شود ، معلوم نیست وتا کی شیخ صاحب لاستیک دنا لب فرو ببندد وبه رییس خبرگان نتازد و مدام او را نهی از رفتارش نکند ، خدا عالم است .
عقل شرط میکند که محمد یزدی با اسناد ومدارک سوابق زندگیش که آن هم در نزد هاشمی است پاروی دم رییس خبرگان نگذارد. خاتمی به این نکته واقف است ومی داند که شیشه عمراوو یزدی وهم قطاران ،اکنون در دست مردیست که از یاران قدیمی ونزدیک امام محسوب می شده و جیک وپیک همه را می داند ودر معماری این نظام نقش غیر قابل انکاری داشته ودارد. کافیست صندوقچه خاطرات رفسنجانی به همراه اسناد ومدارکش به بیرون درز کند، ماجرای خاطره گویی پیش از انقلاب وپس از آن و ماجرای انتخاب رهبری و....در این تورق تاریخی ،خاطرات یزدی فقط مرور نخواهد شد ، چرا که بار هر قصه ایی را آدمهای مختلف به دوش می کشند ، پس ناگزیر اسامی دیگری نیز در این قصه به گوش می خورد که هر کدام تاثیری در روند این داستان دارند، لاجرم پیشینه وپسینه هرکسی در قصه هاشمی مرورخواهد شد .
رفسنجانی مجبور است برای دفاع از خود وفرزندانش گریزی هم به مسایل مالی افراد قصه بزند وپرده تزویر برخی را کنار زده شمایل حقیقی آنهارا نشان بدهد و پرده ها را کنا ربکشد تا همه بدانند در پس پرده چه حوادثی نهفته است . احمد خاتمی مامور شده تا با خواهش وتمنا مانع کنار کشیدن این حجاب شودوشاید هم به هاشمی گفته : چون پرده برافتد نه تو مانی ونه من
دوست دیرین رهبری ،خواص و نخبه امروز خامنه ایی ، که باید مسیر خود را برای همه روشن کند،صبوری میکند تا به وادی خاطره گویی کشیده نشود. آن موقع مجبور است قصه را با یکی بود یکی نبود شروع کند ، به خصوص آنکه خیلیها منتظر شنیدن داستان حقیقی انقلاب از زبان سند معتبر آن هستند.خب در این شرایط به ویژه پس از انتخابات که بخش مهمی از پته آقایان رو آب افتاده وحضرات با اطمینان خاطر به دلیل نبود اسناد ومدارک در دست مردم به کل منکر همه چیز می شوند خود را پیغمبر زاده معرفی کرده اند وبه اسم دین ودیانت وحفظ شریعت ، بگیر وببند ومحاکمه راه انداخته اند برای حفظ استبدادخود به خودیهای انقلاب نیز رحمی نکرده اند، کنجکاوند تا بدانند که بازیگردان اصلی این نظام چه حرف ناگفته ایی دارد که با ایما واشاره ، یزدی را به خواندن داستانی که قرارست برایش به رشته تحریر در آورد ، تهدید کرده است.این نامه تا چه اندازه اهمیت دارد که احمد خاتمی طرفدار دو آتشه حکومت را به صرافت انداخته است وموجب شده تا لحن خود را تغییر دهد
چنانچه محتوای نامه بر ملا شود چه اتفاقی خواهد افتاد
نقاب مزورانه کنار رفته چهره واقعی حکومت آشکار می شود وآن دسته ازمردم بیچاره که عمری زیر علم شعارهای ریا کارانه آقایان سینه می زدند ،خواهند فهمید که چه کلاه گشادی سرشان رفته، به خصوص در مورد انتخاب رهبری واینکه ولی امرشان با چه ترفندی و با چانه زنی هاشمی به رغم مخالفت عده ایی بنا به مصلحت وبدست گرفتن قدرت ، چگونه به این مقام نائل شد وبه چه شکل با جعل در دین و بهره گیری از احساسات پاک دینی، خامنه ایی را نایب امام عصر در زمین معرفی کردند ورهبر پس از انتصاب، برای بدست گیری قدرت مرتکب چه جنایتهایی شده وچگونه عده ایی نان به نرخ روز خور به رغم مخالفت سر سختانه با خامنه ای در زمان گزینش رهبری رنگ عوض کرده به فراخور موقعیت و منفعت طلبی هوادار سینه چاک آقا شد ه اند او را امام خامنه ایی نامیدند و .....
با بر ملا شدن بخشی از این تاریخ بی شک آشوبی بپا میشود که بیا وببین، آن موقع هر سوراخی برای پنهان شدن وگریختن به میلیاردها دلار خرید وفروش می شود ، به خصوص اگر این سوراخ در ونزوئلا یا بولیوی ویا ... باشد.آن موقع همین آقای چاوز برای جا دادن هر موش در سوراخ کشورش چه پولهایی که به جیب نمی زند
آن موقع دل خودمان برای بینوایی خودمان می سوزد که چگونه فریب ارزش سازیهای پوشالی آقایان را خوردیم. با افشا لایه های زیرین که خواص معدودی از آن اطلاع داشتند ، اندک طرفداربی جیره مواجب که واقعا از سر ساده لوحی واعتقاد به این جریان ، بازیچه عوام فریبی شدند تصور می کردند که این حکومت متصل به ماوراست، به صفوف معترضین خواهند پیوست. اتفاقا خشم این دسته از اغفال شدگان بیشتر از مردمی است که فرزند وعزیز خود رادر را مبارزه با ستم و حق طلبی از دست داده اند. همین عده بلای خانماسوزآنها خواهند شد وچماقهایی را که تا چندی پیش از روی باور، به تن خواهر وبرادر خود می زد حالا با همان چماق به جان کسانی می افتد که اورا مستمسک نیات خود قرار دادن اند
پس تا دیر نشده وتا قصه گویی هاشمی شروع نشده فکری به حال خود ومردم و کشور کنید ، سرنوشت شما در یکی بود یکی نبود رفسنجانیست ، بیایید توصیه های نماز جمعه اورا جدی بگیرید، هرچه باشد او درامر سیاست چند پیراهن بیشتر از شما پاره کرده ...
از ما گفتن این یکی بود یکی نبود رشته های شما را پنبه خواهد کرد
برچسبها: خاطرات هاشمی، یزدی، خامنه ای، انتخاب رهبر، احمد خاتمی

0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی